شمس الدين محمد بن محمود آملي
522
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى )
فصل چهارم در وضع اسامى بدانكه عادت چنان رفته است كه اسامى در مربع چهار وضع مىكنند و آن بر دو نوع ميتواند بود . يكى آنكه اسمرا بعينه بهنهند چنان كه حروف اسم در سطرى از سطور مربع موضوع باشد و باقى سطور را همان وفق باشد . دوم آنكه حرف اسمرا به حساب جمل جمعكنند و چنان سازند كه وفق مربع آن مجموع باشد . اما طريق وجه اول آنست كه بنگرند اگر مجموع حروف آن اسم بحسب جمل كمتر از 34 باشد كه وفق طبيعى اين مربعست چنان كه داود مثلا وضع اين اسم در اين مربع صورت نبندد و اگر زياده بود و در او حروف مكرر باشد همچو محمّد هم صورت نبندد . چه شرط در وضع مربعات چنانست كه اعداد مكرر نباشد و الا خاصيت ندارد و اگر حرف مكرر نباشد بنگرند كه كمتر از چهار حرفست يا مساوى يا زياده اگر كمتر باشد هم صورت نبندد . و اگر مساوى باشد هر حرفى در خانه بنهند و اگر زياده باشد دو حرف در خانه بنهند و در باقى بيوت يكحرف بنهند بحسب اقتضاى حال . و چون حرف را وضعكردند باقى اعداد را به دو طريق وضع توان كرد طريق اول مخصوصست ببعض اسامى و طريق دويم عام . اما طريق اول مخصوصست باسامى كه از حرف اول يا آخر سه بار واحد را نقصان كنند و چون نقصان كردند سه بار واحد را بر صاحبش توان افزود كه مكرر نشود .